:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
دوشنبه، ۳ مهر ۱۳۹۶
:: English Section
P نگاه منتقد
نگاهي به ساختمان راديو؛ بنا، معنا و خاطره جمعي

بهرام هوشیار یوسفیحدود يك سال و اندي پيش بود كه مجادله بر سر ساختماني قديمي در ميدان ارك تهران بالا گرفت؛ اين مجموعه قرار بود به شهرداري منطقه واگذار شود اما نهايتا پس از تلا ش هاي راديويي ها )!(، آن را سازمان ميراث فرهنگي به ثبت رساند (بگذريم كه آيا اين بنا با مصاديق آنچه سازمان ميراث فرهنگي معمولا علا قه مند به ثبت آن در فهرست بنا هاي تاريخي فرهنگي خود است، انطباق دارد يا خير...) و البته به اعتبار نتيجه هم اكنون با آن با قوانين مربوط به ساختمان هاي ثبت شده برخورد مي شود.
ساختمان راديو به هر حال به اعتقاد بعضي خطر از بيخ گوش اين ساختمان گذشت و سرنوشت آن با تغيير كاربري، مانند ساختمان ديگري (كه در كنار آن قرار دارد) كه به راديو تعلق داشته ولي امروز در خدمت قوه قضائيه است و به عنوان دادسراي عمومي و دادگاه خانواده از آنها بهره گرفته مي شود (يا چيزي شبيه به آن) نشد، (باز هم بگذريم كه آيا اين سرنوشت برايش بهتر بود يا خير....) در هر حال بعضي ها ديگر لا زم نبود نگران ساختمان چندين ساله خود باشند، خاطره ها نيز ظاهرا دست نخورده باقي ماند و اين ساختمان به موزه و آموزشكده و... هم تبديل نشد و هنوز هم با جسارت تمام عنوان راديو را يدك مي كشد.
بد نيست پيش از شروع هر صحبتي اين نكته را خاطر نشان كنم كه اين ساختمان به لحاظ آنچه معيارهاي سنجش يك معماري ارزشي مي ناميم، به اعتقاد بسياري، حايز نكاتي تاثير گذار نيست، هيچ وقت هم نبوده است؛ گاهي يك معماري، به حسب آنچه تلا ش دارد بيان كند يا روشي كه در توليد آن به كار رفته يا به عبارت ديگر هر نوع ارزش گذاري كالبديبياني، حايز ويژگي هاي خاصي است كه في نفسه آن معماري يا آن ساختمان را داراي جايگاهي ويژه مي سازد و گاهي اين نحوه استفاده از آن بنا يا اتفاقات حادث شده در آن است كه آن را داراي مختصاتي خاص (بخوانيد يك مختصات نرم افزاري) مي كند كه آن را لا يق بحثي معمارانهنقادانه پيرامونش مي سازد. بناي راديو از شق دوم است. به راستي اين نكته كه همه مي دانند راديو اينجاست و سال هاست (از سال )۱۳۳۲ بسياري از بزرگان عرصه علم، ادب و هنر ايران از ميان همين ديوار هاي رنگ و رو رفته با مردم صحبت كرده اند و نيز اينكه مثلا درخت كاج روبه روي ساختمان پخش را مرحوم داوود پيرنيا با دستان خودش كاشته است (آدم ياد درخت هاي چنار خيابان وليعصر(عج) و ماجرا هاي اخير طرفداران آنها مي افتد)!، حتي اگر ديگر راديو رونق روزهاي خوش گذشته را نداشته باشد، نكته اي شيرين و حتي دلنواز است.
خاطراتي جمعي و متعلق به نه تنها كاركنان راديو بلكه تمام تهرانهمانطور كه اشاره كردم، موضوع اصلي و تاثيرگذار، بحث خاطرات است؛ خاطراتي جمعي و متعلق به نه تنها كاركنان راديو بلكه تمام تهران. انسان شناسي و ابعاد جمعي خاطره ها و حافظه هاي جمعي آنچنان كه اولين بار توسط هاليواكس مطرح شده و بعد گسترش يافت و اينكه زندگي و هويت اجتماعي سبب انسجام ابعاد اصلي حافظه بشري در شهر در ارتباط با حفظ گذشته كاركرد مي يابند، به اعتقاد بسياري از منتقدان، بعضا آنچنان اهميت پيدا مي كند كه حفظ بنا ها و المان هاي شهري معماري حتي نه چندان تاريخي، به حفظ ابعاد مختلف زندگي اجتماعي، كمك مي كند.... البته نبايد آنچنان در اين حوزه غوطه ور شد (آنچنان كه در ماجراي خيابان وليعصر(عج) ديديم و شد) كه به نسق روش مالوف ايراني، موضوع ابعاد سياسي نيز به خود بگيرد چه، ساختن و دوباره ساختن كه منتج از خلا قيت و نو به نو شدن بشر است نبايد فداي بحث هاي نظري شود كه در تب و تاب ميل به گذشته مي سوزند و البته رويكرد به آينده را تباه مي كنند! بالا خره روزي راديو بايد از آنجا برود، راديو ديگر آن راديو سابق نيست و راديو آينده نيز راديو امروز نيست، بايد اين قضيه را (هر چند ممكن است قلب هاي نازكي را اگر نگوييم بشكند، لب پر كند) پذيرفت. پذيرش اين موضوع كه جدايي بعضي از ابنيه با مختصات اشاره شده از بدنه شهر، حافظه جمعي در شهرها را به چالش مي كشد، نمي تواند (در اين مورد خاص) براي ما استوديو مدرن و به روز راديويي شود؛ ببينيد اينجا اصولا مطرح كردن بحث سنت و مدرنيته هم اشتباه است، بحران هويت هم در كار نيست، شهر ها هم موزه نيستند و هويتي پويا بايد داشته باشند، خاطره هاي جمعي هم قيمتي دارند و نبايد همه چيز را فداي آنها كرد، حس نوستالژيك هم در يك شهر رو به آينده نبايد حرف اول را بزند، درخت هاي كاج و چنار و سرو و گردو )!( را هم مي توان حفظ كرد و دوباره كاشت و... البته در اين مورد يعني معماري ساختمان راديو بايد به روز باشد، راه ديگري هم ندارد.
وقت آن رسيده كه ساختمان راديو با سلا م و صلوات تبديل به موزه راديو يا چيزي شبيه آن شوددر انتها بايد گفت، بدون كوچكترين اساعه ادب به گذشته، وقت آن رسيده كه ساختمان راديو با سلا م و صلوات تبديل به موزه راديو (يا چيزي شبيه آن شود)، در اين صورت براي همه بهتر خواهد بود.... يك بعد از ظهر تعطيل، گشت و گذاري در بافت مركزي تهران و البته نگاهي به ابزارها و ادوات قديمي راديو و... در بنايي كه به سرو گوشش رسيده اند و البته اين بار نه ساختمان راديو بلكه ساختمان موزه راديو است.... حس زيبايي است... نه؟

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری