:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
دوشنبه، ۳۰ مرداد ۱۳۹۶
:: English Section
P نگاه منتقد
فن گرايي افراطي قرن 21

علی خیابانیان
انسان ها در تنگنايي از گمنامي واقعيت و ناآشنايي با دنياي مجازي هستند كه هر لحظه بر سيطره خويش مي افزايد و انديشه و تخيل را از حركت باز مي دارد؛ رويكردي تك بعدي، در قالبي سخت و فشرده حق انتخاب و تصميم گيري را از شخص مي گيرد و انسان تنها، بازيچه اي است در دست ابرقدرتان تكنولوژي و اقتصاد كه با ترفندي جديد، همچنان به استثمار گذشته خويش ادامه مي دهند و كسي نيست كه به كجا مي رويم.
زنجيرهايي كه به نام ترقي و پيشرفت و با بهره جويي از زياده خواهي انسان ها بر گردنشان آويخته مي شوند و مسيري از پيش تعيين شده را طي مي كنند. تكنولوژي باوجود دستاورد ها و نتايج بسيار شگفت انگيز و مهمي كه در چند قرن اخير به دست آورده است. نبايد فراموش كرد كه در اين راستا بسياري از اميال و آرزوهاي انساني فراموش شده و حتي در بيشتر مواقع سركوب شده اند تا سواران علم و فن بر تصاحب عرصه هاي جديد تر نائل آيند. حال سوالي كه مطرح مي شود اين است كه نقش انسان ها در اين برهه زماني در چارچوبي تنگ و خالي از هرگونه احساس و شاعرانگي چه مي تواند باشد؟
چهره هايي كه در پشت عينك هاي ديجيتالي خود را مخفي مي كنند و خلاءهاي ذهني و عاطفي خويش را در دنيايي مجازي جست وجو مي كنند، كودكاني كه نه در حياط پشتي خانه و نه در جمعي متشكل از همسن و سالان خويش، بلكه به دور از همه اينها با دوستاني مجازي و در آن سوي رايانه هاي خويش سرگرم مي شوند، غافل از طبيعتي كه از آن خلق شده اند و تنها دستمايه بودن ما، زنده ماندن همين آب و خاكي است كه به دور از هرگونه ادعايي به نيازهاي ما پاسخ مي دهد.
با روندي كه هم اكنون بر غرب حاكم است، روزگاري خواهد رسيد كه رايانه ها همانگونه كه در فيلم هاي علمي- تخيلي به نمايش در مي آيد، به جاي انسان ها خواهند انديشيد و تصميم خواهند گرفت و حتي كمي دورتر، خواهند زيست!
زندگي انسان در قالبي از تعامل روح و جسم معني مي يابد و تكامل واقعي او در سايه پيوند و هماهنگي اين دو به وجود مي آيد و حال چگونه مي توان با تفكيكي ظالمانه به نام خرد و تكنولوژي اسباب رشد و تجلي انسان را فراهم كرد؟ مسير زندگي انسان امروزي در كدامين چارچوب و قاعده مختار و منعطف از ديدگاه انساني مشخص مي شود كه شامل خواسته ها و خواهش هاي او باشد و بتواند بدون هيچ دغدغه اي آن را به كار گرفت. آگاه و آزاد بر سرنوشت خويش و داشتن باوري عميق بر زيستني كه از چند دهه قبل به صورتي محسوس سعي در تغيير الگوهاي و معيار هاي آن دارد.
بناها و فضاهاي شهري كه در قالبي خشك و صرفا عملكردي طراحي مي شوند و به عنوان شاخصه هايي از فناوري، قدرت بي انتهاي او را به تصوير مي كشند. پيچيدگي فضاها و تضادي كه در قالبي نو و با كمك رايانه ها، حركتي شگفت انگيز را تداعي مي كنند كه تمامي ناممكن ها در ساختاري منظم و گويا، ممكن خواهند بود، اما كدامين نظم؟ نظمي كه رايانه ها به ما تجويز مي كنند؟ با نگاهي مختصر به ساخته هاي معاصر كه به عنوان شاهكارهاي معماري مطرح مي شوند، مي توانيم نفوذ انديشه صرف كه در همخواني انسان و رايانه شكل گرفته است را بيابيم كه سعي دارد با پيچيدگي بيشتر و اشغال ذهني مخاطب، خود را مهم جلوه دهد!
چگونه مي توان روح و طبيعت شاعرانه انسان را انكار كرده و تخيلات او را در عرصه اي مجازي و متشكل از گزاره هاي سست و ناپايدار، به تجلي برسانيم. انسان به عنوان موجودي صاحب احساس و انديشه جهت تحقق اهداف و ارضاي خواسته هاي خود به دنبال بستري است كه در عين شفافيت و گويا بودن، بتواند استعداد هاي انساني وي را بالفعل كند، چنين فضايي چه ويژگي هايي بايد داشته باشد؟ وجه مشترك همه اين رويداد هايي كه از جانب انسان به بهانه فرديت او به وقوع پيوسته، كنش تك بعدي در مقابل خواسته هاي بشري بوده و سلطه سياستمداران جوياي پول و قدرت را تحكيم بخشيده است. چگونه مي توان موجودي چند بعدي را كه نمي توان در دسته بندي هاي مشخصي قرار داد و حتي گستره زمان و مكان نيز كفاف آرزو ها و خلاقيت او را برآورده نمي سازد، را در چارچوبي بي روح و تكراري، همچون الگوهاي معماري مدرن در بعد مكان يا در بعد انديشه با آموزه هاي فلاسفه اي تعريف كرد كه انسان را جدا از طبيعت اطراف خود در دنياي فيزيكي صرف به عنوان تنها شعور ممكن تصوير مي كنند و از شعور جاري در چرخه هستي غافلند.
چرا به گذشته نمي نگريم و از گذشتگان نمي آموزيم. انديشمندان ما سعي مي كنند انسان را نسبت به ديدگاه ها و نظريات خود تفسير كنند نه آنچنان كه هست و موجوديت دارد. به همانگونه در معماري نيز به دنبال فضايي جهت انعكاس يافته ها يا آزمودن و تجارب خويش هستيم و كمتر كساني، دغدغه سكونت و سكني گزيدني را كه هايدگر فيلسوف معاصر مطرح مي كند، دارند. حضور انساني در گستره اي شاعرانه و تغزل گون معني پيدا مي كند و در اين راستا است كه انسان بودن خويش را احساس مي كند. بودن من به چه معني است؟ و چگونه خواهم زيست؟ سئوالاتي است كه پاسخگويي به آنها جايگاه انسان و نحوه سكونت او را بيان مي كند ،نه نظريه اي كه بودن انسان را تنها در انديشيدن او خلاصه مي كند، آن هم در گستره عقل و خرد و نه در وادي تخيل و معرفت.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری