:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
چهارشنبه، ۲۶ مهر ۱۳۹۶
:: English Section
P نگاه منتقد
در حاشيه جلسه گفت وگوي فلسفه، زيبايي شناسي، شهر و معماري

دكتر مرتضي قاسم پور استاد فلسفه و زيبايي شناسي دانشگاه كلن آلمان
از آنجا كه معماري و شهرسازي به عنوان گستره هايي كه رابطه اي دو سويه بين علم و هنر برقرار كرده اند لذا در حيطه هنر نيز جايگاه خاص خود را دارا هستند؛ بدون ترديد بحث در باب هنر بدون مباحثي پيرامون زيبايي و زيبايي شناسي معنا نمي يابد. در اين نوشتار برآنيم تا بحث را پيرامون زيبايي شناسي در شهرسازي و معماري كه موضوع گفتمان جلسه عصر چهارشنبه، دوم اسفند ماه جاري خانه هنرمندان بود، با سخنراني دكتر مرتضي قاسم پور استاد فلسفه و زيبايي شناسي دانشگاه كلن آلمان، دنبال كنيم.انتظاري كه از موضوع بحث مي رود اينست كه به نوعي با بحث زيبايي شناسي فلسفه با معماري و شهرسازي پيوند يابد و در نهايت به نتايجي پيرامون معيارهاي زيبايي شناسي خاتمه يابد. جلسه ياد شده كه 3 ساعت به طول انجاميدبه مبحث دكارت و زيبايي شناسي معماري مدرن محدود شد كه شايد آنچه انتظار ديگران بود مبني بر روشن شدن آبشخورهاي زايش معيارهاي زيبايي شناسي، نامعلوم ماند.
در اين جلسه بيشتر به تفكر مدرن و معيارهاي زيبايي شناسي معماري مدرن پرداخته شد كه البته بي دليل نيست، كما اينكه زيبايي شناسي پديده اي است كه با
ظهور فلسفه روشنگري زاده شد، پس از اينكه انسان در پي شناخت هر واقعيتي برآمد كه با آن سروكار داشت وپسوند شناسي را با آنها آميخت تا آن را بهتر در يابد. انسان شناسي، جانورشناسي و ... همه رشته هايي تخصصي بودند كه پس از قرن 18 شكل گرفتند و زيبايي نيز يكي از مواردي است كه با پذيرش پسوند شناسي به عنوان يك حوزه مستقل در عرصه شناخت مطرح شده، لذا يكي از مظاهر مدرنيته به شمار مي رود.
در جلسه، از دكارت صحبت بسيار به ميان آمد. بدون شك زيبايي شناسي دستاورد نگرشي است كه دكارت در دوره مدرن از هستي بنياد نهاد و تفكيك Object و Subjectمنجر به تاسيس علم زيبايي شناسي مي شود. تا قبل از دكارت زيبايي به عنوان امري كه حاصل درك و فهم و احساس انسان )subjectباشد يافت نمي شود. تفكر دكارت اگر چه نقطه عطفي در فلسفه هنر به شمار مي رود، اما بدون شك نقطه عطف ديگري در تاريخ فلسفه وجود دارد كه بدون تحليل عميق تفكر حاكم به آن، زيبايي شناسي مدرن و پسا مدرن فهميده نمي شود و آن كسي نيست جز كانت كه بنيان زيبايي شناسي را دچار تحولي شگرف كرد.
اگر دكارت زيبايي را به عرصه شناخت وارد كرد و با نگاه خردگراي خود باني تفكري شد كه اصول حاكم بر ارزش گذاري اثر هنري ثابت و غير قابل تغيير فرض مي شد، اين نگرش در تدوين اصول زيبايي شناسي توسط كساني مثل وينكلمن تاثير گذارد و پس از آن در معماري مدرن نيز با تكيه بر هندسه و احجام خالص و مدوله كردن خود را نشان داد و حتي در بدو امر اصولگرايي و قانونمندي منجر به تدوين اصول پنجگانه در معماري توسط لوكربوزيه شد. اما كانت در تحليل خود از هنر و ارزيابي هنر و زيبايي نظرگاه خود را متوجه مخاطب و خالق اثر هنري ساخت و ذهنيت را مد نظر قرار داد. كانت مي گفت چيزي زيباست كه برانگيزاننده احساسات و حالا ت دروني شخص باشد. كانت در نقد سوم خود يعني قوه حكم به مفاهيمي اشاره دارد كه زير بناي زيبايي شناسي مدرن است، مفاهيمي چون ذوق، خلا قيت، سليقه و نوآوري. اين مفاهيم به دگرگوني عميقي در معيارهاي زيبايي شناسي منجر شد. كانت ارزيابي هنري را نيز در ذيل احساس ميسر مي داند و لذا قضاوت زيبايي شناسانه او فارغ از معرفت عقلي است در حالي كه دكارت بر معرفت عقلي تاكيد داشت.) به گفته دكتر ضيمران، كانت به 3 نوع لذت در مورد امر زيبا اشاره مي كند و مي گويد امر دلپذير چيزي است كه ميلي را برآورده مي كند؛ امر خير يا نيكو آنست كه انسان در مواجه شدن با آن به ارزش داوري عيني مبادرت مي كند و امر زيبا موجب لذت مي شود كه اين لذت از بهره و غرض رها است.
با توجه به موارد گفته شده مي توان دكارت را باني انديشه معماران مدرن اوليه گروپيوس، ميس وندرو و ديگران) دانست و كانت را متفكري تاثير گذار بر ذهنيت معماران مدرن متاخر دانست. همانگونه كه مي دانيم لوكربوزيه نيز پس از معماري اصولگراي خود به فرم هاي آزاد و معماري خلا قي رو آورد كه دليل مبرهني بر به كارگيري و توجه به خلا قيت، نبوغ و ذوق در عرصه معماري است و كليساي رونشان او گواهي است بر اين ادعا.
مهناز محمودي پژوهشگر دكتري معماري
آنچه در مباحث مطرح شده در خانه هنرمندان در باب كانت ذكر شد، تنها دليل اول يعني امر دلپذير كانت بود كه به گفته او بايد نيازي را برآورده كند و اين نظريه كانت در عرصه معماري با عملكردگرايي تبيين شد؛ شايد نگاه كاركردگرايانه معماري مدرن اوليه را بتوان نتيجه بستر فكري زاده شده توسط دكارت معرفي كرد و نگاه فرماليستي معماري مدرن متاخر و پسا مدرن را دستاورد كانت دانست. افقي را كه كانت در عرصه فلسفه هنر گشود تا كنون ادامه دارد و در عرصه معماري و شهرسازي نيز مي توان تاثير آن را از معماري مدرن متاخر تا كنون متداوم دانست. دكتر قاسم پور با بيان اينكه بنايي زيباست كه حس لذت را بيافريند و احساس آرامش و نشاط و دلپذيري را برانگيزد و اينكه شهرسازي مقبول است كه مانعي براي ارتباطات و تعاملا ت انساني ايجاد نكند و زمينه مشاركت هاي بيشتر را فراهم آورد، بنا يا شهر را متكي به سوژه تعريف كردند و ادامه بحث به شهرهاي مجازي كشيده شد كه هيچ كالبد فيزيكي ندارند و زيبايي شناسي آنها با ادراكات حسي نمي تواند ارزيابي شود و در واقع نوعي حالت بينا ذهني است كه ميان آدميان بوجود مي آيد. اين گفتارها همان حكم زيباشناختي كانت است كه عبارتست از زيبا ناميدن شيء به دليل صفتي كه شيء به واسطه اش خود را با ادراك سوژه سازگار مي كند...

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری