:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
چهارشنبه، ۲۶ مهر ۱۳۹۶
:: English Section
P نگاه منتقد
بیماری مزمن دبی زدگی در معماری ایران

مشرق_ معماری ایران، پیش از این دچار غرب زدگی بود و امروز دبی زدگی آن را تهدید می کند. یک دهه ای می شود که همسایگان عرب زبان کشور ما سخت مشغول کارند تا شهرهای شان را شُهره ی جهان کنند و از قِبَل آن شهرت جهانی یابند. اُمرای عرب کشور امارات که رویای بهشت شداد را از نیاکان خود به ارث می برند، ابر و باد و مه و خورشید وفلک را (از نورمن فاستر و زاها حدید گرفته تا معماران سنگاپوری) به کار گرفته اند تا، بزرگترین ساختمان جهان، اولین هتل دریایی جهان، بلندترین ساختمان مسکونی جهان، وسیع ترین جزایر مصنوعی جهان، اولین مرکز پروازهای تجاری به فضا در جهان، اولین هتل هفت ستاره جهان و... را بسازند.

هرچند که بسیاری از این بناها یا سیر تکوین طراحی خود را طی می کند و یا در حال ساخت هستند و یا آنکه اساسا به خاطر مشکل بودجه و اعتبارات نیمه تمام مانده است، اما پرداختن به معماری دبی از آنجا اهمیت دارد که پای سرمایه داران ایرانی به این بناها باز شده و بقول سیاست گذاران دبی، این توریست ها(ی ایرانی) دوربین را از دست شان رها نمی کنند و مدام از ساختمان های مختلف عکس می گیرند، تا پس از بازگشت به ایران از طرح های امارات در پروژه های ساختمانی خود الگو بگیرند. این امر یعنی "دبی زدگی "ممکن است برای ما که دارای پیشینه معماری چند هزار ساله هستیم یک تهدید در حوزه معماری قلمداد شود. این تهدید نه تنها از سوی مردم عادی صورت می گیرد، بلکه بیشتر از آن، از جانب مسئولین کشور که به دبی سفر می کنند و هوس می کنند که شهرک هایی آنچنان مدرن بسازند، رخ می دهد.


در چنین شرایطی، این که امرای عربی بخواهند لقب هایی را چون "بلندترین ها"،"اولین ها"، "بزرگترین ها" "وسیع ترین ها" و ... را در جهان، از آنِ خود کنند؛ فقط یک دلیل می تواند داشته باشد و آن هم "نفسانیات سالاری در معماری" است. وگرنه با هیچ کدام از اصول معماری سازگار نیست که کارفرمایی بخواهد و معماری برای خواسته کارفرمایش هزاران میلیارد تن مصالح سنگی و فولادی و... را از زیر خاک و از دل طبیعت بیرون بکشد و در کف خلیج فارس ما بگسترد تا لقبی در گینس بیابد و برندینگ شهری داشته باشد به نام "جزیره ی نخل"، و افتخار کند که دیوید بکهام از اولین مشتریان پیش خرید ویلاهایش بوده. معماری باید با طبیعت زندگی کند تا "معماری پایدار" داشته باشیم وگرنه با تخریب طبیعت، عمر معماری این شهرها به قدمت حکومت های دیکتاتوری عربی اش بیشتر نخواهد بود.این یکی از اصول زیربنایی معماری است و زیبنده معماری ایرانی.


برای اعرابی که فاقد معماری و هویت تاریخی هستند( هرچند که به لطف مهاجرت بندرنشینان سیرافی ایران، چند بنای قدیمی از معماری ایرانی را با المان های بادگیرش، به نام معماری اصیل از خود کردند)، خرده نمی توان گرفت که برای تقلید، به معماری غربی رجوع کنند که هیچ، با این شتابی که در معماری و شهرسازی در ساخت تفرج گاه ها در پیش گرفته اند و افقی که برای توریستی شدن کشورشان و قطع وابستگی به نفت در نظر گرفته اند،(به گفته خودشان) لاس وگاسی در جهان بنا می کنند که آوازه عشرت کده هایش روی لاس وگاس نشینان را سفید کند و دبی لندی بسازند که خاطره دیزنی لند و لاس وگاس را زنده کند.


این شیوه از معماری که در شهر دبی بیش از همه رقم می خورد، علاوه بر آنکه منابع طبیعی و مصالح ساختمانی را به طرز مصرفانه ای به هدر می دهد، به عنوان اصلی دیگر در معماری، اقلیم را نادیده می انگارد و از این منظر یک معماری ناپایدار قلمداد می شود. در منطقه ای گرم و مرطوب همچون سواحل جنوبی خلیج فارس، ساختن بلندترین برج جهان توسط شرکت(SOM) با نمای شیشه ای که البته برای بهره گیری از چشم اندازهای طبیعی اطراف صورت گرفته، باعث جذب گرمای شدید خورشید می شود و به تبع آن باید حجم انبوهی انرژی از طبیعت استحصال شود و به فضاهای داخلی این شهر عمودی رسانده شود تا فضا را خنک کرده و گرمای خورشید را قابل تحمل نماید. این مساله حتی صدای منتقدین غربی معماری را نیز از این بی اعتنایی به طبیعت بلند کرد؛ تا جایی که حتی گفتند که این ساختمان اصلا "معماری" نیست.

با وجود آنکه نماهای زیبا و جلوه ها و جذابیت های بصری فریبایی که در معماری شهر دبی به کار رفته، غنای خاصی به معماری آن دیار بخشیده است؛ اگر فقط به نقد بی اعتنایی آن به طبیعت بسنده کنیم، تا اینجا دو اصل را در معماری نادیده انگاشته و برخی مسئولین کشور اگر همین دو اصل را در پروژه های خود نادیده بگیرند، همانطور که در پروژه های زیر در ایران می بینید، دچار خطاهایی بیشتر از امیران امارات شده اند.
معماری ایرانی علاوه بر آنکه رابطه ای بسیار دقیق با انسان و طبیعت برقرار کرده، بلکه دارای هویت و اثر انگشت خاصی است که بی توجهی به آن، بی هویتی را به دو اصل فوق می افزاید و اشتباه سوم را منجر می شود.
اصولی که در سطور بالا به اختصار از آن یاد شد به همراه چند اصل دیگر، منجر به پایداری یک اثر معماری در تاریخ می شود که معماری سنتی کشور ایران بیش از همه از این ویژگی بهره برده است و امروزه نیز توجه معماران ایران و جهان به آن معطوف شده، تا آنجا که به صورت یک رشته تحصیلی دانشگاهی تاسیس شده و در ایران نیز این رشته در دانشگاه علم و صنعت تهران در مقطع کارشناسی ارشد، چند سالی است که تدریس می شود.

پروژه های معماری در ایران که با یک سیاست کلان همراه است، معمولا از جانب مسئولین کشور رقم می خورد و مردم دخالت زیادی در شکل گیری آن ندارند. این پروژه ها از لحاظ مکان یابی اهمیت زیادی دارند که اصول فوق در معماری شان باید درنظر گرفته شود. برای مثال ساخته شدن پروژه ارگ جدید در بیابانهای گرم کرمان و گستردن آب و ایجاد دریاچه مصنوعی در محوطه آن، همانقدر غلط است که ساخت جزیره مصنوعی در سواحل امارات؛ و هردو حاصل بی اعتنایی به طبیعت. یا ساخت برج های بلند شیشه ای در قالب طرح شهر تفریحی توریستی صددروازه در بیابان های سمنان و دامغان همانقدر اشتباه است که ساختن برج شیشه ای دبی به عنوان بلندترین برج جهان در بیابان های دبی؛ و هردو حاصل تکبر انسان در برابر طبیعت. ساخت بیش از اندازه تفرج گاه ها در جزیره کیش در پی دبی سازی این جزیره، همان اندازه اشتباه است که ساخت تفریح گاه های مفرط در دبی به تقلید از لاس وگاس ؛ و هردو حاصل بی اعتنایی به هویت در معماری.


اگر چه طیفی از متولیان امر در کشور همانند امیران امارات در آرزوی برج های افراشته غربی معماری می کنند، اما تفاوت میان آثار تقلیدی از معماری امروز ایران و امارات در این است که معماری در امارات تقلیدی موفق از معماری غرب است و در بسیاری موارد از خود معماران غربی برای این امر بهره می برد، اما معماری که در ایران به تقلید دنبال می شود غالبا یک کپی ناموفق از این بناهاست که فاقد زیبایی ها و جذابیت بصری در فرم سازی و بازی با پوسته ها و سطوح و حتی انتخاب مناسب سبک وفرم برای کاربری مربوطه می باشد. اساسا تکیه بر معماری گذشته و ایجاد یک معماری فاخر با مصالح و تکنولوژی امروز که دارای شاخصه های تنوع نیز می باشد، بر تقلید از معماری دیگران که با فرهنگ بومی کشور سازگار نیست، ارجحیت دارد؛ اما تقلید در معماری نیز الزاماتی دارد که اگر رعایت نشود باعث دلزدگی و شکست در پروژه ها می شود.


درنهایت جای طرح یک پرسش باقی می ماند. در شرایطی که اماراتی ها معماری بومی ندارند و به تقلید از معماری غرب پرداخته اند، آیا درست است که ما نیز بدون توجه و شناخت معماری غنی گذشته خود، به تقلید از معماری تقلیدی دبی بپردازیم؟

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری