:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
سه شنبه، ۹ خرداد ۱۳۹۶
:: English Section
P نگاه منتقد
بازنشر نقد ساناز افتخارزاده از ایل‌خانه گروه طراحی شیفت؛ «اثری در رثای انسانیت و در ثنای پلکان»

معماری ما با تشویق داوران جایزه معمار به چنان حد خطرناکی رسیده است که می بینیم معماران برای "مطرح" شدن حاضرند از جان و سلامتی فرزندان خود نیز مایه گذارند ! برخی چنان غرق در توجیه طرح با دیاگرام های سطحی و غیرواقعی شده اند که بدیهی ترین اصول معماری را فراموش کرده اند ! چنان در بند ایجاد فیگور برای گرفتن یک شات عکس شده اند که زندگی را از یاد برده اند ! چنان درگیر تولید احجام نامتعارف شده اند که متوجه نمی شوند کل کارشان به یک کمدی تبدیل شده است ! و عجبا که داوران به چه چیزی نمره می دهند ؟! به نظر می رسد ایجاد هیاهو برای پوشاندن ناآگاهی درباره پیش پا افتاده ترین مسائل معماری این روزها نام خلاقیت به خود گرفته است !
نگاهی به این تصاویر بیاندازید !
دیاگرام نورگیری بنا چه چیزی به ما می گوید ؟! یعنی چه که معماری بیاید اصلی ترین جبهه نورگیری یعنی جنوب را با آجرهای سیاه مشبک که منافذ آن نیز قرار است با گیاه پر شود کور کند و منظره را به کلی از بین ببرد بعد به زور از لابلای پلکانی که خود امکان نورگیری شمال را از بین برده است و راه دسترسی دزد را فراهم آورده است نور بگیرد ؟! یعنی چه که به جای توجه به زاویه تابش اقلیمی خورشید آن را یک منبع نور سیار خیالی بپنداریم که می تواند از هر جایی که به دلخواه و سلیقه سوراخی در پوسته بنا ایجاد شده تامین نور کند ؟!
دیاگرام دیگر حاصل از مجموع چند نشانه چه ادعایی را مطرح می کند : " شکستگی سطوح باعث تغییر تیپولوژی فضا از آپارتمان به خانه و افزایش فضاهای عملکردی می شود " .......... اولا چه تعریفی از خانه و آپارتمان است که چنین ادعایی می شود ؟ دوم چه چیزی جز همان 5 طبقه اما به صورت ناموزون و مختل شده با تعداد زیادی پلکان نصیب کارفرما شده که چنین ادعایی می شود ؟ سوم آنکه هر معمار ساده ای هم می داند اگر بر فرض کمبود مساحت در صدد ایجاد دوبلکس باشیم کافیست یک طبقه میانی را تقسیم کنیم و مورد استفاده طبقات بالا و پایین قرار دهیم بدون اختلال در سازه و دسترسی و تا حداکثر ممکن از پلکان موجود استفاده کنیم! به طرز عجیبی هیچ بازشویی به آپارتمان در طبقه سوم نیست ! درصورتیکه این خانه به یک خانواده تعلق دارد و هرگونه اصول معمول و رایج در آن به این دلیل زیر پا گذاشته شده است آیا ممکن نبود به جای ایجاد یک پلکان اضافه جاگیر که طبقه سوم و چهارم را به هم متصل می کند از همان پلکان اصلی به صورت خصوصی شده بهره برداری می شد و برای رسیدن به سوم تا طبقه چهارم نمی رفتیم که دوباره برگردیم و از پلکان عمومی دید به اتاق خواب نمی دادیم ؟ چهارم توصیه می کنم دوستان یک سری به واحدهای شهرک اکباتان بزنند تا ببینند آنجا چگونه بی ادعا دوبلکس در کنار آپارتمان ساخته شده است بی آنکه این همه مزاحمت و پرت فضایی و نقصان نورگیری بوجود آید !
نگاهی به پلان طبقات کافیست تا نشان دهد طراح هیچ تصوری از رفتار انسانی در فضا ندارد . درب تاسیسات به داخل سرویس بهداشتی باز می شود ! پلکان دارای پله های نامساوی است که ریتم حرکت و امکان عادت صاحب خانه را بر هم می زند . چگونه ممکن است سالن پذیرایی به آن بزرگی تنها توسط آشپزخانه ای با تنها یک ردیف کابینت ناقص سرویس بگیرد ! هر معمار بساز و بفروشی هم می داند که باید علاوه بر فضای آشپزخانه امکان بالقوه ای برای بسط آن یا حداقل ابزار و ملزومات آن فراهم سازد . دو آشپزخانه چنین ناکارآمد و صعب الوصول که به سختی اجرا شده است چه امکان خاصی برای صاحب خانه فراهم می آورد ؟ آن باغ بام دروغین با چند گلدان بر سقف که شهرداری قاتل تهران به جای حیاطها و درختان سایه انداز تبلیغش را می کند انصافا چند روز از سال برای شهروند تهرانی در دود و آلودگی آب و هوای تهران و در کانون دید همسایگان با منظره بشقابهای ماهواره و کولرها استفاده دارد؟
برای ایجاد عکسی "ژورنالی" از آشپزخانه زیرین کودک صاحبخانه در کنار آشپزخانه در حال بازی مشاهده می شود ! اینکه سر صاحبخانه در خط دید پای مهمانان یا زیر دامن آنها قرار گیرد و گرد وخاک کفش آنها مستقیم به دهانش برود چه مزیتی دارد ؟! اینکه برای کودک خردسال یک پرتگاه و یک حجم سرگیر ایجاد شود یا به دنبال توپش داخل سینک ظرفشویی یا اجاق بیافتد چه فکری در پشت خود دارد ؟! اصلا چرا این قسمت باید باز باشد؟ فضای زیر این آشپزخانه چه کاربردی دارد؟ تعریف اپن آشپزخانه برای ایجاد فضای دید گسترده تر برای فرد و احیانا به منظره باز ، نورگیری یا تلویزیون و نیز سرویس دهی به ناهارخوری است که هیچکدام محقق نشده است . چه فرهنگ نو یا کهنه ای موافق این است که سینی ها و وسایلی که باید روی میز شام قرار گیرند روی زمین آلوده قرار داده شوند و مردم مجبور باشند مدام برای انتقال آنها خم و راست شوند ؟! آن فری که زیر پلکان قرار دارد به چه مصیبتی باید مورد استفاده قرار گیرد در حالیکه باز و بسته شدن آن مخل مسیر است !
اگر موضوع طراحی به جای خانه پلکان بود بی شک این اثر واجد جایزه بود که بی جهت به تولید پله های نامتوازن ، زیادی و غیرهم اندازه با شکافهای خاک گیر و فاصله های سرگیر و زوایای تیز و زاید پرداخته است که هریک خطری بالفعل برای پیران و کودکان است . تصویر ایجاد یک روزنه از پلکان را به زیر آن برای حال و احوال با کودکان !!! از قوت طرح نشان داده است ! اما باید پرسید در این خانه به این وسعت آیا سهم کودکان بیچاره مانند کوزت ! یک زیرپله ای ناهموار خطرناک است ؟! اساسا معماری که برای ارتباط بصری در جایی که باید ارزشی قائل نشده چرا پلکان را به این زحمت برای چنین کاری گشوده است ؟!
ارتفاع و ابعاد و تناسبات آشپزخانه دیگر نیز دست کمی از اولی ندارد ! پنجره های ناموزون تصادفی و بدون منظر ! سقف کوتاه و هود سرگیر و کابینتهای ناچیز . پله های کاغذی که تحمل بار نخواهند کرد . زوایایی که به جای فضا فقط برای خاک و خطر تصادم ایجاد شده اند و از همه بدتر این بار ارتفاع زیاد و ناموزون پیشخوان که نه تنها به سرویس دهی و کنترل فضای روبرو کمکی نمی کند بلکه طوری است که نه چشمان بلکه سینه و گردن شخص از آشپزخانه در معرض دید عموم قرار می گیرد !!! بنا بر عکس العمل طبیعی نیاز ارتباط چشمی وقتی شخصی در فضای پذیرایی است صاحب خانه دایم تحریک می شود خم شود تا این تماس را برقرار کند .و اگر نکند و به مرور به این وضعیت غیرعادی عادت کند پیامدهای روانی – اجتماعی آن مضر خواهد بود .
علی رغم ادعای طراح بر قابل زیست کردن سطوح عمودی؟! توجه به چگونگی تقاطع طبقه بندی ها با پنجره ها و عمق قفسه ها معلوم می دارد که اینها نه فضاهایی کاربردی بلکه خاک گیر ، مزاحم و بسیار خطرآفرین برای کودکان هستند . درباره ضرر غیرقابل جبران فضاهای سیاه و سفید قبلا در این صفحه به کرات هشدار داده شده است . اگر این کودکان از بدو تولد در این ناخانه باشند یا بیشتر بمانند خطرات جبران ناپذیری سلامت عصبی و روانی آنها را تهدید خواهد کرد . به خودی خود فضای خاکستری موجب افسردگی ، کاهش حساسیت چشم به اختلافهای رنگی و در بالاترین حد سرطان است به ویژه آنکه رنگ سیاه پوسته بیرونی تمام انرژی حیاتی این خانه را از بین میبرد چه رسد به آنکه مادر خانواده با تراشیدن سر خود نشانه های صوری از این بیماری را نیز به کودکان القا کند !!!
برای آنانکه هنوز سطح فکری و زیبایی شناسی آثار معماران مدعی را تشخیص نداده اند پرسناژ موجود در این تصویر مصداق بارزی است از آن که به راستی معماری ها آیینه طراح خودند .خانه مکانی برای زیستن و به آرامش و شادی رسیدن است . خانه صحنه تئاتر نیست که برای ایجاد چند عکس غیرعادی سلامت آن را بتوان بر هم زد . علی رغم ادعای معماران مدعی برای نوآوری و خلاقیت در برابر تحکم های مسئولین بالادست به نظر می رسد منویات اصلی آنها که زن را خالی از اندام و عناصر زنانه و مردم را در قفس های سیاه و اتاق های سفید شکنجه می خواهند پیروز شده است !
شاید برخی بگویند از آنجا که این خانه متعلق به خود طراح و البته خانواده پدری اوست منتقد حق دخالت در سلیقه ایشان را ندارد . اما آیا رواست که دسترنج و شعور و نیازهای نسل قبل و سلامتی جسمی و روانی و ذهنی نسل بعد خرج "مطرح" شدن معماران این نسل صرفا برای ایجاد چیزی نامتعارف شود ؟! در جایی ادعا شده که این طرح ملهم از خانه های قدیمی ایرانی بوده است . گویا که طراح از سفرهای دانشجویی خود به خانه های قدیمی تنها نقطه ضعف آنها یعنی پله های زیاد و بلندشان را به خاطر داشته است ! باید گفت همانقدر که پرسناژ مشاهده شده در تصاویر نزدیک به زیبایی مثالی زن مینیاتورهای ایرانیست این اثر هم به آن آثار ارزشمند نزدیک است ! لیکن باز هم باید از این طراحان تشکر کرد که سلیقه شان را برای خانه ای نگه داشته اند که صاحب اول و آخر آن خودشان هستند و مانند خانه شریفیها با توجیه برداشت از فرهنگ ایرانی ! به کارفرمای بدبخت تحمیل نکرده اند .
اما هدف اصلی این نقد داوران جایزه معمار هستند که چنین آثاری را تشویق و ترویج می کنند . آنانکه داوریشان از سطح چشمشان فراتر نمی رود . بالاخره ایشان باید بدانند که معماری حاصل جمع عکس های " قشنگ ، قشنگ " و تکه فیلم چند ثانیه ای تدوین شده نیست . معماری زهدانی است که انسان در آن شکل می گیرد . به تصویر به ظاهر ژورنالی مجموع پلکان و آشپزخانه نگاه کنید : یک آشپزخانه غیر استاندارد با عرض ناکافی ، کابینت های کم و در ارتفاع غیر قابل دسترس ، اپن ناکارآمد ، پلکان سرگیر با شکافی غیرضروری که خاصیتهای آن تضعیف سازه پله ، ایجاد فضایی صرفا برای خاک گیری ، ناهمگون نمودن ارتفاع پلکان و تحمیل هزینه اجرایی است که درست انجام نشده ! و از همه مهمتر : هر انسان هوشمندی خانه را برای فرزندان خردسال خود ایمن می کند ، چگونه ممکن است پدر و مادر طراحی عمدا خانه را ناامن کنند ؟! همه به هر وسیله ممکن جلوی راه پله را مسدود می کنند تا کودک تازه پا گرفته از آن بالا نرود در حالیکه اینجا هرجا اختلاف ارتفاع ایجاد شده ، لبه های تیز غیرضروری ، پرتگاه کابینت و پلکان ، آب داغ و گاز و فر در دسترس کودک ! که حتا می تواند داخل آن را نگاه کند و چشمانش مورد تشعشع نامطلوب مایکروویو قرار گیرد ! می تواند درش را بازکند و خودش را بسوزاند جان کودکان را در معرض تهدید جدی قرار داده است . در حقیقت اگر کودکان این خانواده از خطرات جسمانی جان سالم بدر برند از لحاظ روانی تصویری دائما ناامن از دنیا به دست می آورند که دنیا جایی نازیبا و فوق العاده خطرناک است که در هر وجب آن خطری در کمین است که باید از آن حذر کرد .
برگزیدن چنین طرح هایی به صرف تفاوت درست مانند این است که کسی امروز بیاید بگوید چطور است امتحان کنیم اگر به جای چرخ بار را روی زمین بکشیم چطور می شود و یک عده این امر را خلاقیت و بدعت گذاری بدانند و تشویق کنند ! رای داوران به چنین معمارانی ارائه برگ سبز برای ترویج سهل انگاری و طراحی "هردمبیلی" به جای زحمت دادن به خود برای مطالعه معماری صحیح ، ارگونومی ، انتروپومتری ، رفتارشناسی ، روان شناسی ، مصالح شناسی و دستکم رعایت حداقل های استانداردهای معماری و نقشه کشی مورد قبول همه جهانیان است . این معماران فردا داور می شوند و دیگران نیز با حسرت و خوشحالی سبک ایشان را تکرار می کنند تا کل معماری و شهرسازی ما تخریب شود و سلامت جسمی و روانی و ذهنی مردم در خطر افتد ! معماران دیگر در برابر چنین اقداماتی سربه کار خود دارند ، سکوت می کنند یا بدتر با حضور در همایش های جایزه بگیری و سخنوری ایشان به تشویقشان می پردازند غافل از آنکه ایشان در حال تخریب آینده حرفه ای همه معماران هستند که هر آدم عادی و بخصوص هر بساز و بفروشی به راحتی مدعی خواهد شد که بیشتر از معماران می فهمد و معماران حرفه ای مضحکه عام و خاص می شوند....... و خوب اگر چنین است راست گفته است !

پیوند تصاویر:
http://iranian-architect.ir/project-0062#more-6257

* بازنشر بدون دخل و تصرف از صفحه فیس بوک نگارنده

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد