:: صفحه‌ی اول     :: درباره‌ی ما     :: تماس با ما
جمعه، ۳ آذر ۱۳۹۶
:: English Section
P نگاه منتقد
ترا که خانه نئین است...؛ به بهانه دنباله روی معماری بیگانه در روند اخیر ساخت و ساز در تبریز

هندوئی نفت اندازی همی آموخت حکیمی گفت ترا که خانه نئین است بازی نه این است . گلستان سعدی
دنباله روی کورکورانه و به دور از آگاهی و از روی خودباختگی، از عوامل اصلی رکود و ایستایی است و هر جا که چنین مسئله ای رخ دهد، دلیلی بر به کار گرفتن اندیشه و جوشش فکر، باقی نمی ماند؛ دنباله رو بی اندیشه با سرسپردگی نابخردانه، راه شکوفایی عقل را بر خود می بندد و و در تنگنای چارچوب فکری دیگران به بند می افتد و توان پرواز در افق های تازه و روشن و دلخواه را از کف می دهد.
داستان معماری ایران داستان عجیبی است؛ به قولی، بعضی این روزها آنچنان مشغولند که نمی دانند چه چیز را از دست داده اند و چه چیز را نگاه داشته اند… . البته از تاریخ نباید غافل بود. اگر ما سیر تحولات معماری ایران را مورد بررسی قرار دهیم، به وضوح خواهیم دید که معماری ایران تا دوره قاجار همواره ارائه دهنده نوعی فرهنگ معماری نوعا متعالی، به جهان معماری بوده، تا اینکه با روی کار آمدن سلسله قاجار این امر روز به روز کمرنگ تر شد. پادشاهان قاجاری با سفر به ممالک غربی شیفته و دلباخته معماری تجملی آن دیار گشته، بصورت بی پایه و ناصحیح دست به تقلید از معماری آنان زدند و معماران را بر آن داشتند تا عناصر معماری آن دیار را بازتولید [در معنای منفی] کنند. پس از دوران قاجار، در دوره پهلوی اول و دوم اقداماتی نامنسجم در راستای هویت بخشی به معماری ایران صورت گرفت که این امر نیز به اعتبار نتیجه و نیت، نافرجام ماند. هنر معماری با تمام ابعاد يك جامعه نظير توده مردم با آرا و عقايد گوناگون، اقتصاد، فرهنگ و... سروكار دارد؛ به همین دلیل نیز دولتمردان و معماران كشورهای غربی پوسته‌ تاريخي‌ شهر را حفظ مي‌كنند و در ورای آن، دست به تغيير و تحول در نوسازی میزنند. حال اینکه در تبریز، بسیار دیده شده که مکان های تاریخی نیز فدای ساخت و سازهای جدید بشوند.
سرگشتگی میان گذشته و حال و سنت و نوگرایی که تبدیل به مشکل عام و لاینحل جوامع شرقی [چه بسا به سبب غنای گذشته] شده، شرایطی را بر جامعه حکمفرما کرده که معماری ‌اش در طیفی میان شبیه سازی نمادین از معماری گذشته تا نوعی مقلد مجله‌ای از آخرین تحولات غرب قرار می‌گیرد. دامنه‏ این تقلیدگرایی به حوزه‏ آکادمیک معماری نیز سرایت کرده، چهره‏ ای به ظاهر پیشرو به خود گرفته است. چهره ‏ای که با توسل به هیاهوی مباحث نظری، راه را بر هر گونه نوآوری [که رو به سوی حقایق و شرایط اجتماعی ‌مان دارد] مسدود می کند. دیر زمانی است که رابطه‌ متقابل مردم و معماری در این مرز و بوم رو به سستی نهاده است. نه ‌تنها هنر معماری ايرانی/اسلامی اصیل درست شناخته نمی شود، بلكه طراحان، معماران و ديگر فعالان صنعت ساختمان به دلايل گوناگون [نظير راحت طلبی در روند كار، كسب سود و منفعت بيشتر، نبود علم كافي و…] به نوعي گرته ‌برداری ناقص از فرهنگ غرب و سبك‌های معماری كشورهای بيگانه روی آورده‌اند [غافل از اینکه در خود به اصطلاح غرب نیز این نوع معماری نماینده اقلیت است غالبا مطرود]. نبود قوانين و مقررات مدون و جامع و نهادی مقتدر كه آنها را اجرايی سازد، خود مزيد بر این علت شده است؛ چنانچه در حال حاضر، در ارتباط با حل اين مشكل، هيچ اقدام موثری نمیتوان انجام داد.
گسست میان مردم و معماری، خسارات و تبعاتی دارد که از دو روی قابل بررسی است؛ اول آنکه مردم جدا از ادراک هنری و معماری، در نبود آثار ارزشمند، هر ساختمان و تولید فرومایه ‌ای‌ را به عنوان اثر معماری می ‌پذیرند، به آن دل می ‌بندند و در آن زندگی می‌ کنند. دوم آنکه معماری بریده از مردم در حصار تنگ محافل و مکتوبات تخصصی، گرفتار شده و از طریق سرگرم شدن در مباحث و گفت‌ و گو های روشنفکرانه و گاه انحرافی، رسالت و مسئولیت خود [گویی معماری برای مردم است و نه صرفا برای مجلات و ژورنال های پرزرق و برق] را فراموش می ‌کند.
معماری امروز، نقطه‌ اتکای روشنی (ایدئولوژیک، سیاسی، اقلیمی و …) ندارد و عمدتاً به تقلید از بیگانه و یا پاسخ‌ گویی به علایق و سلایق تربیت‌ یافته‌ قشرهای مختلف استفاده‌کننده، اکتفا می‌نماید؛ آنچنان‌ که در آثار معماری معاصر، به جز مواردی معدود و انگشت ‌شمار، اثری با ارزش و قابل بحث یافت نمی‌شود.

P تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد امارات در رشته کارشناسی ارشد شهرسازی دانشجو می پذیرد
 مسترکلاس تخصصی ژورنالیسم در حوزه شهر و معماری